۱۳۹۱ آبان ۲۳, سه‌شنبه

سوت نارنجی

یه روز شمس آتش میزنه در عود مولانا، مولانا میاد میگه لمذا لعبت بالکبریت؟

سوت نارنجی

او می‌ رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان؛ دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود.

سوت نارنجی

یه بار یکی تو مدرسه به من گفت چار چشم. منم چیزی نداشتم که در ریتم و وزنش بگنجه، گفتم کیر تو کون مامانت. این بود بددهنی شد مکانیزم دفاعی من.

سوت نارنجی

اگر دین دارید لااقل ادم باشید

سوت نارنجی

استاد دانشگاه مملکت هر روز تو فیس بوک منو به اپلیکیشن"فرزند شما چه شکلی خواهد بود" دعوت میکنه.از پلیس فتا میخوام منو هم بکشه.دیگه طاقت ندارم

سوت نارنجی

این دخترا چرا همه عکسای دوسپسرشونو تو فیسبوک لایک میکنن؟ درسته گفتن عشق ولی خب یه نگاه هم به قیافه دوسپسرتون بندازید

۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

سوت نارنجی

بسطامی یه جوری می‌گه می‌زنی سنگ برشکسته انگار واقعا کی با سنگ زدش داره با سر باندپیچی‌شده می‌خونه.

سوت نارنجی

"عروسک جون فدات شم" "تو هم قلبت شکسته" "که صد تا شبنم اشک" "توی چشمات نشسته " اینو نوت کردن، بعد دنبال علت افزایش آمار طلاق و خودکشی میگردن

سوت نارنجی

حدیث میگه امام زمان بیاد تا سم اسبش میره تو خون مخالفاش. این میگه یگانه منجی بشریت و یگانه محبت گستر... ایمان نداره محمود

سوت نارنجی

چرا محمود همیشه انگار داره برا کر و لالا حرف میزنه؟ همش دست و پاش رو تکون میده. فک کنم میدونه وقتی حرف میزنه همه گوشاشونو میگیرن...

سوت نارنجی

تو چت همه دخترا پزشکی میخوندن و بچه شهرک غرب بودن و دویست شیش آلبالویی داشت کار به جزییات بیشتر میرسید سایزشون هم هشتاد بود

سوت نارنجی

"اصلا، خوب بودن یعنی بیشتر و بهتر پنهان کردن بدی نهادینه شده در وجود کیری انسان." ژان کلود ون دام

سوت نارنجی

شمس هم در اوج نمک‌ریزی‌هاش می‌اومده در می‌زده می‌گفتن کیی؟ می‌گفته شمایم من شمایم من شمایم.

سوت نارنجی

پدر بزرگم جوان که بوده پول شش ماه کارش و همش و میده برای پدرش کت میخره که تو زمستان های سرد بپوشه.

سوت نارنجی

بچه بودم فکر میکردم شمر اینقدر شیر آب و محکم بسته بوده که امام حسین نمیتونسته آب و باز کنه آب بخوره. چون سر خودم اومده بود. شیر اب حیاط

سوت نارنجی

لره رفت پیش خان گفت ایخام طلاق دخترم ایگیرم بدمش به یه نفر دیه...نظر شما چیه؟خان گفت از من ایشنوی هی ای کیر،او کیرش نکن