۱۳۹۱ آبان ۲۳, سه‌شنبه

سوت نارنجی

یه روز شمس آتش میزنه در عود مولانا، مولانا میاد میگه لمذا لعبت بالکبریت؟

سوت نارنجی

او می‌ رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان؛ دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود.

سوت نارنجی

یه بار یکی تو مدرسه به من گفت چار چشم. منم چیزی نداشتم که در ریتم و وزنش بگنجه، گفتم کیر تو کون مامانت. این بود بددهنی شد مکانیزم دفاعی من.

سوت نارنجی

اگر دین دارید لااقل ادم باشید

سوت نارنجی

استاد دانشگاه مملکت هر روز تو فیس بوک منو به اپلیکیشن"فرزند شما چه شکلی خواهد بود" دعوت میکنه.از پلیس فتا میخوام منو هم بکشه.دیگه طاقت ندارم

سوت نارنجی

این دخترا چرا همه عکسای دوسپسرشونو تو فیسبوک لایک میکنن؟ درسته گفتن عشق ولی خب یه نگاه هم به قیافه دوسپسرتون بندازید