۱۳۹۱ شهریور ۱۸, شنبه

سوت نارنجی

دکتره دیر کرده بود یارو شاکی بود،خیلی برافروخته گف وقتی اومد بهش فحش میدم، زنش هم اومد آرومش کنه گف نه حرف الکی نزن جراتش رو نداری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر